همه‌ی مقاله‌ها
توسعه و نگهداشت

آنچه کارکنان به مدیر نمی‌گویند

مسعود اکرمی۲۰ مهر ۱۴۰۵۸ دقیقه مطالعه

مدیری با من تماس گرفت. صدایش نگران بود: «ادمین مجموعه می‌خواهد برود. چند ماه است که بهترین نیروی ماست. خودش فقط گفته می‌خواهم برای خودم کار کنم.»

این نیرو را من با مصاحبه و بررسی چند رزومه جذب کرده بودم. حرفه‌ای بود و عالی کار می‌کرد. دو ماه پس از پایان پروژه، برای بازبینی رفتارها به مجموعه برگشتم. مدیر خیلی راضی بود و چند بار تشکر کرد. اما پایان ماه سوم، همین مدیر خبر استعفا را شنید.

آنچه مدیر نمی‌دانست

من با خود نیرو تماس گرفتم. او می‌دانست آنچه می‌گوید محرمانه می‌ماند و برای اولین بار دلیل واقعی را گفت. در یکی از جلسات، کارش نادیده گرفته شده بود و آن‌طور که او می‌گفت اجرا نشده بود. زمان استراحتش هم بیش از یک بار به او گفته شده بود امروز استراحت نکن و این کار را انجام بده. چون انجام داده بود، همین الگو تکرار شد. وقتی پیشنهاد داده بود کار را بعد از استراحت انجام دهد، مدیر مخالفت کرده بود. به همین دلیل استعفا داد.

یکی از بهترین نیروهای مجموعه، به این سادگی رفت. چیزی که مدیر شنید یک جمله‌ی کوتاه بود: «می‌خواهم برای خودم کار کنم.»

چرا کارکنان حرف نمی‌زنند؟

تجربه‌ی من در پروژه‌های مختلف این است که کارکنان خیلی از حرف‌هایشان را به مدیر نمی‌گویند. دلیلش معمولاً بی‌اعتمادی نیست. خطر است: اگر شکایت کنم، رابطه‌ام با مدیر چه می‌شود؟ و گاهی ساده‌تر است: «گفتنش فایده ندارد.»

نتیجه این است که مدیر از آنچه واقعاً در مجموعه می‌گذرد، مثل یک صفحه‌ی ناقص خبر دارد. و صفحه‌ای که ناقص باشد، زمانی کامل می‌شود که دیگر دیر شده است.

آنچه پژوهش‌ها نشان می‌دهند

در گزارش سه‌ماهه‌ی دوم ۲۰۲۶ از پایش جهانی کارکنان SHRM، فرصت پیشرفت و تعادل کار و زندگی از مهم‌ترین دلایل ترک کار بعد از حقوق‌اند. این یافته درباره‌ی ایران نیست و یک نمونه هم نتیجه‌ی کلی نمی‌دهد. اما الگوی داستان بالا با آن هم‌خوان است: ریشه‌ی تصمیم نیرو در تعادل کار و زندگی و احترام بود، نه در حقوق.

شاخص کار خوب ۲۰۲۶ مؤسسه‌ی CIPD (بریتانیا، نه داده‌ی ایران) نشان می‌دهد از هر چهار کارمند یک نفر در کار تعارض را تجربه کرده است. بیش از نیمی از این گروه (۵۱٪) گفته‌اند آن را رها کرده‌اند و فقط ۳۱٪ با مدیر یا منابع انسانی صحبت کرده‌اند. ۲۰٪ همه‌ی کارکنان هیچ کانال بیان نظر ندارند. در سازمان‌های زیر ۵۰ نفر این رقم ۳۸٪ است و در سازمان‌های بالای ۲۵۰ نفر ۹٪. کسانی که پیش‌تر شغل عوض کرده بودند، سه دلیل اصلی را حقوق و مزایا (۲۹٪)، توازن کار و زندگی (۲۳٪) و نارضایتی از رهبری (۱۹٪) ذکر کردند. سکوتِ کارمند رضایت او نیست.

ابزار پیشنهادی: گفتگوی خصوصی دوماهه

هر دو ماه یک روز کامل را به گفتگوی خصوصی با کارکنان اختصاص بده. چند قاعده‌ی ساده:

  1. ۱گفتگو را کسی انجام دهد که مدیر مستقیم نیست، مثل یک کوچ یا مشاور بیرونی.
  2. ۲فقط یک سؤال اصلی بپرس: «از نظر شما چیزی تغییر کرده یا نه؟»
  3. ۳به نیرو بگو آنچه می‌گوید به‌صورت کلی و بدون نام گزارش می‌شود، مگر خودش اجازه بدهد.
  4. ۴پس از هر دور، یک مورد کوچک را اصلاح کن و اعلام کن. وقتی کارکنان ببینند حرفشان اثر دارد، دور بعد بیشتر می‌گویند.

همین هفته امتحان کنید

از خودتان بپرسید: «آخرین بار کِی یکی از اعضای تیم چیزی گفت که شنیدنش برایم ناخوشایند بود؟» اگر یادتان نمی‌آید، این نشانه‌ی خوبی بودن تیم نیست. نشانه‌ی این است که حرف‌ها به شما نمی‌رسد.

مدیری که حرف نشنیدنی را هم می‌شنود، پیش از بحران خبردار می‌شود.
نکته‌ی کلیدی

کارکنان بسیاری از حرف‌هایشان را به مدیر نمی‌گویند. گفتگوی خصوصی منظم، آن‌ها را پیش از استعفا آشکار می‌کند.

مسعود اکرمی

کوچ منابع انسانی

درباره‌ی مسعود

اگر این پرسش‌ها برای مجموعه‌ی شما آشناست، از بیزینس چک رایگان آغاز کنیم.

دریافت بیزینس چک رایگان